یک داستان از مثنوی معنوی
«عاقل را اشارتی کافیست»
مردی برای خود خانه ای ساخت و از خانه قول گرفت که تا وقتی زنده است به او وفادار باشد و بر سرش خراب نشود و قبل از هر اتفاقی وی را آگاه کند.
مدتی گذشت ترکی در دیوار ایجاد شد مرد فوراً با گچ ترک را پوشاند.بعد از مدتی در جایی دیگر از دیوار ترکی ایجاد شد و باز هم مرد با گچ ترک را پوشاند و این اتفاق چندین بار تکرارشد و روزی ناگهان خانه فرو ریخت.مرد با سرزنش قولی که گرفته بود را یادآوری کرد و خانه پاسخ داد:
«هر بار خواستم هشدار بدهم وتو را آگاه کنم دهانم را با گچ گرفتی و مرا ساکت کردی این هم عاقبت نشنیدن هشدارها. . .»
هشدارهایی که نباید نادیده بگیریم
در پست قبل داستانی از مثنوی معنوی بیان کردیم.
[در که خانهای پیش از فروریختن، بارها با ایجاد ترک به صاحبش هشدار داد؛ اما صاحب خانه هر بار ترکها را با گچ پوشاند و به جای توجه به علت، تنها نشانهها را پنهان کرد. سرانجام خانه فرو ریخت و خانه به او گفت: «هر بار خواستم هشدار بدهم، دهانم را با گچ گرفتی.»]
گاهی کودکان نیز به همین شیوه با ما سخن میگویند. افت تحصیلی، بیقراری، فراموشکاری، دشواری در خواندن و نوشتن، ناتوانی در تمرکز یا رفتارهای متفاوت، ممکن است هشدارهایی باشند که کودک از طریق آنها، نیاز خود به کمک و حمایت را بیان میکند.
متأسفانه گاهی به جای شنیدن این پیامها، آنها را به تنبلی، بیدقتی، لجبازی یا بیمسئولیتی نسبت میدهیم و تنها ظاهر مسئله را میپوشانیم. در حالی که توجه به همین نشانههای اولیه میتواند از بسیاری از مشکلات آموزشی، عاطفی و رفتاری در آینده را پیشگیری کند.
کودکان پیش از آنکه با کلمات کمک بخواهند، با رفتارهایشان پیام میفرستند؛ هنر ما این است که این پیامها را بشنویم.
جمله طلایی: «هر رفتار کودک یک پیام است؛ کودکان را قضاوت نکنیم، پیامشان را بشنویم.»
کارشناس حرفهای مینا حمزه لو
#مددکار_اجتماعی_کودکان#اختلالات_یادگیری#رفتارشناسی
@SchoolSarayeDanesh
